بسم رب شهدا و صدیقین

حرف اول:با سلام این پست را به مناسبت آغاز هفته مقدس و آغاز پنجمین دوره مسابقات نامه های باز (نامه ای به یک رزمنده)می نویسم و تقدیم به روح پاک شهدا می کنم وجهت شادی روحشان می گویم رب صل علی محمد و آل محمد

سلام سرباز وطنم

من و دوستام تولدامونو جشن می گیریم و شادی می کنیم، خیلی از اعیاد و جشن ها رو توی  تقویمم علامت میزنم و مبدا یابی می کنم برای خیلی از کارهام. می گم عید نوروزه ،می گم در سال اخلاقی،خلقی،تغییر و تحول خلقی ماه رمضون و شب های قدر رو انتخاب می کنم ،می آم و می گردم در تاریخ حماسه سرایی و شور آفرینی ،تاریخ تجدید عهد و پیمان عاشورا و محرم رو انتخاب می کنم، صفر رو انتخاب میکنم.

تو قاطی برگ های تقویمم،در زمان معاصر،در تاریخ نه چندان دور از تولدم ،پیش رو و نزدیکم،دم نفس هام،روز و ساعتی هست که اگر چه در ٨ سال،در یک بازه و اتفاق زمانی قرار گرفت ولی عظمت و نورانی بودنش تمام تاریخ این ملتو در بر گرفت.

سرباز وطن من

این ملت تاریخ بسیار بسیار پر افتخاری داشته و داره اما این ٨ سال بر عزت ماقبل هم افزود و تو کاری کردی که این ٨ سال مارو بیمه کنه و معتبر کنه برای همه تاریخ.

سربازم

من می گردم و میبینم که چی شددر شهریور ۵٩ و چه کرد دشمن تا مرداد ۶٧.من تصاویری سیاه و سفید و بعضا رنگی که بچه های گروه شاهد،روایت فتح و سالار شهدای اهل قلم سید مرتضی آوینی و خیلی از کارگردانا که ساختند رو دیدم اما اونا فقط یک سوراخ کوچیک بر دیوار وسیعیه که اون سوی دیوار واقعه دفاع مقدس و تمام سختی هایی که تو ،تو ی اون دوران کشیدی رخ داده.

سربازم

تو به تنهایی یعنی تمام ملت ایران.ملت ایرانی که از ناموس خود دفاع کرد و جنگید و نگذاشت حتی قطعه ای از خاک ایران عزیز به دست دشمن بیفته.

راستی اگه ما جوونای این دوره که  شلوار و لباس مارک دار می پوشیم و عطر آنچنانی میزنیم با موهایی اتو کرده اگه تو زمان تو بودیم راضی می شدیم لباس خاکی رنگ و پوتین و سربند یازهرا بپوشیم و بگیم هر که دارد هوس کربلا بسم الله و تو خط مقدم از کشور دفاع کنیم ؟کاش ذره ای از غیرت تو در وجود ما باشه و امیدوارم همهمه ها و ولوله های روزگار حتی اندکی اندکی چشم ما رو نسبت به اون اتفاقات تار نکنه.

من هنوز اون تابلویی که تلویزیون نشون داد که روش نوشته شده بود لبختد بزن دلاور رو از یاد نبردم و حالا که با دوستام  شادم و می خندم و آرامش دارم این حرف امام خمینی پیر مراد رو هم فراموش نکردم که قهقهه مستانه شهدا را از یاد نبرید که در پس این قهقهه مستانه تو،آرامش امروز من به وجود آمد.

حرف آخر:سرباز  ایران من

می خوام خدا خدا کنم،تو جای من شو

صدای من نمیرسه صدای من شو