" اسفند منحوس "

و من واژه واژه اشک را

نثار غزلهای کلام عطر آگینت میکنم

وبیت بیت حرفهایت را از شیار پیشانیت که بوی غربت میدهد میخوانم

واینک

با سبد سبد مصرع دلتنگی

به سوگ باران نگاهت به استغاثه نشسته ام

ای مهربان واژه واژه اشک را

با مصرع دلتنگی تقسیم کن

تا ابیاتی از حرفهای ناگفته بیافرینی

واز آن فوج فوج غزلهای عاشقانه بسرایی

ودر دفتر سینه اشعارت ثبت کنی

و به انتشار نگاه نامردان در فصل استخوان سوز زمستان

وماه اسفند  و سال 8+5 که مجموعش 13نحسی را به ارمغان می آورد تقدیم کنی