سلام. از اونجایی که خیلی از دوستان بهم گفتند که شعر خانم شمسایی زیبا بوده و پسندیدند یک شعر دیگه از ایشون رو هم بخونیدو لذتشو ببرید.

"دیشب "

اشک را گزیده ام

دیشب با ماه بانو دست پیوند دادم

زیر سقف اسمان

کاسه استغاثه گذاردم

من دیشب

خودم را خط زدم

خلاصه کردم

شب نشینی ماه با نخل را من دیده ام

پایکوبی ستاره را در لابلای ابر

برای عروسی نخل با ماه بانو را دیدم

و در نهایت

د رآن شب سپید

اشک را از تبعید گاه گونه هایم دزدیدم

و آن را به اسارت پنبه های سپید سپردم